مؤلف مجهول

80

شرح قصيده برده ( فارسي )

كه هيچ گمان نمىبردند كه مدّتها پيش ازين كسى داخل غار شده باشد . و امثال اين معجزات و اشباه اين غرايب از آن حضرت هيچ غريب و بعيد نيست . [ بيت 78 ] 78 ظنّوا الحمام و ظنّوا العنكبوت على * خير البريّة لم تنسج و لم تحم كافران گمان بردند كه كبوتر و عنكبوت بر بهترين مردم نتنيد و فرو نگرفت . يعنى : گمان بردند كافران كه كبوتر و عنكبوت بر بهترين آدميان در زمان و در ساعت نسج نكرده و گرد نگرفته ، زيرا كه اين بمرور ايّام ميسّر مىشود . پس كفار ازين جهت بفكر نيفتادند كه آن حضرت با أبو بكر اندرون غارند . و در آن وقت ابو بكر از كفّار در خوف بود ، حضرت رسالت او را بگوشهء غار برد و گفت : نظر كن ! چون نظر كرد ديد كه در اندرون غار درى گشاده و از عقب آن دريائى است بغايت عظيم ، و كشتىيى بر لب دريا آماده نهاده ، پيغمبر فرمود : اگر كفار به غار درآيند ما به كشتى نشينيم و از دريا بگذريم و از يشان نجات يابيم ، غم مخور و اندوهگين مباش ! و آيهء « إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا » « 38 » اشاره به اين قصّه است .

--> ( 38 ) . از آيهء 40 سورهء توبه .